توسط مریم صراف زاده
| سه شنبه هفدهم آبان ۱۴۰۱ | 8:19
۱. «بروم برای خواهرزادهام کتاب امانت بگیرم». این جملهای است که یکی از شاگردان افغانم که متولد ایران است در پایان هر جلسه کلاس زبان میگوید. کلاس زبانمان در کتابخانه عمومی محل تشکیل میشود. بخاطر جمعیت بزرگ افغاننشین، بخشی از مجموعه کتابخانه به کتابهای فارسی اختصاص یافته است و یک قفسه هم حاوی کتابهای کودکان است. او میرود و برای خواهرزاده پنج سالهاش که ساکن ایران است کتاب قصه امانت میگیرد. میگوید هر وقت تلفنی صحبت میکنند مشتاقانه منتظر است تا خاله جان برایش کتاب بخواند. خوشحال میشوم که تشویقش کردم به مطالعه و از اثرات خواندن برای کودکان برایش گفتم. عشق به کتاب را مدیون پدر بزرگوارم و آگاهی از پیامدهای مثبت مطالعه و خواندن را مدیون کتابداری و کلاسهای درس نوشآفرین انصاری و زندهیاد ثریا قزل ایاغ و شادروان منصوره راعی در دوره کارشناسی و ارشد کتابداری هستم و همه جا به کارم میآید.۲. سالها پیش وقتی دوره دکترایم را در استرالیا شروع کردم، تنها دانشجوی ایرانی بودم که تایپ کردن با دور تند را بلد بود. آن هم بخاطر اینکه در دوره کارشناسی کتابداری جزو یکی از درسهایمان بود. برای درس تایپ فارسی و لاتین ما را فرستادند به آموزشگاهی در خ کریمخان زند که خیلی حرفهای آموزش میدادند و بعد یکی از مهارتهایی شد که تمام عمر بدردم خورد.۳. حالا که معلم زبان شدهام، مهارتهای جستجوی حرفهای که باز هم از کتابداری آموختهام بدردم میخورد. برای خودم یک موتور جستجوی شخصیسازی شده در گوگل ساختهام که فقط من
برچسب:
نویسنده: هیراد نصیری
تاريخ: پنجشنبه
6 بهمن
1401 ساعت: 15:12